محمد مفيد مستوفى بافقى

77

جامع مفيدى ( فارسى )

امكان لوازم سعى و اهتمام مرعى داشتى . در رعايت جانب سادات عظام و علماى اسلام و فضلاى روزگار و شعراى بلاغت‌شعار هرگز تغافل و اهمال ننمودى و در انجاح ملتمسات اين زمرهء كريمه همواره همت گماشتى ، مصراع : نيايد از بزرگان جز بزرگى بصحبت درويشان و گوشه‌نشينان بسيار راغب و در دلجوئى اين طبقه بغايت مايل ، بيت : نظر كردن بدرويشان بزرگى را بيفزايد * سليمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش در تعمير قصور دلگشاى و عمارات فرح‌افزاى بسيار سعى و اهتمام كردى و در طرح باغات و بساتين و نضارت اشجار و رياحين لوازم جد و اجتهاد بجاى آوردى . در شهور سنهء خمس و ستين و الف موافق قوىئيل [ 65 ب ] بر طبق آيت هدايت نماى « وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا » رغبت گزاردن « 1 » حج اسلام و ادراك شرف زيارت روضهء منورهء خير الانام عليه الصلاة و السلام در ضمير منيرش پيدا شد ، مصراع : تمناى آن راه دشوار كرد و بعد از اجازت از جانب خاقان صاحب‌قران ، مصراع : خديو فلك رتبه عباس شاه باتفاق فرزندان عالىشان و متعلقان از خطهء يزد روى بدان مقام فيض انجام آورد ، نظم : كعبه بنا گشت كه روى نياز * سوى وى آرند كسان در نماز سجده‌گه آن باشد و مسجود حق * معبده آن باشد و معبود حق هركه رسيده بوجود از عدم * در ره او ساخته از سر قدم طعنه بر اكسير زند خاك او * گل خجل است از خس و خاشاك او

--> ( 1 ) - اصل : گذاردن